و. ارمني
آريستاسس نحوي1
نحوي ارمني. از ارمنستان بزرگ برخاست، و در حدود 1211 برآمد. از شاگردان گريگور اسگورهايي (اسگورها2 صومعهٴ بزرگي در نزديكي لمپرون در كيليكيه بود). آريستاسس يك واژهنامهٴ ارمني و رسالهاي دربارهٴ فن نوشتن تأليف كرد.
ز. عبري
¿ يادداشتهاي مربوط به ابراهيمبن عزرئيل در فصل دين، سمويل بن تبوّن و آناطولي در فصل مترجمان، و رابرت گروستست در فصل فلسفه.
يوسفبن شمشون3
يوسف پسر شمشون، كه جز اين از او چيزي نميدانيم، در 1240 (1241)، براي رابي سمويل واژهنامهٴ عبري به فرانسهٴ قسمت اعظم كتاب مقدس را نوشت. در آن واژههاي عبري، معادل فرانسهٴ آنها با حروف عبري، و در موارد لزوم مترادف و شرح عبري آنها داده شده است. بسياري از اين واژههاي فرانسه از قرار معلوم از رشي (نيمهٴ دوم سده يازدهم)، اقتباس شده است. تلفظ كلمات بهطور كلي با دقت زيادي ضبط شده است. تلفظ فرانسه متعلق به ناحيهٴ بورگوندي است.
اين واژهنامه را در مقام بهترين نمونه از رشتهآثاري ذكر ميكنم كه طبعاً محصول جنبي مطالعات زبانشناسي بود و مدت پنج سده، يعني از اواخر سدهٴ دهم تا اواخر سدهٴ پانزدهم، ادامه يافت. اين آثار از نظر تلفظ واژههاي عبري و فرانسه در آن زمان، بسيار سودمند است و نفوذ متقابل هر دو زبان را نشان ميدهد. يهوديان مايل بودند به جاي لاتيني از يك زبان محلي عاميانهتر استفاده كنند كه وسيلهٴ تكلم اهل دين ديگري باشد. محققان لاتيني برخي رسالههاي ديگر در تحقيق زبان عبري تأليف كردند و اين رسالهها به خط رومي نوشته شد.
از نظر زبان فرانسه قديميترين اين واژهنامهها و مهمترين آنهاست و تنها سندي است كه به ما امكان ميدهد تلفظ اين زبان تازه را مطالعه كنيم. قديميترين مجموعهٴ واژههاي غير عبري در تفسيرهاي تلمود گرشن متزي ديده ميشود، كه در ماينس برآمد و در 1028، درگذشت (130 واژه). پس از آن مهمترين مجموعه به رشي تعلق دارد (حدود 2000 واژه)4، ولي مسلماً